رستاق نیوز - به بهانه تگرگ دیروز اوراق دفتر خاطرات را ورق می زنیم وبه بهار ۱۳۴۷ هجری شمسی باز می گردیم دقیقا اواخر اردیبهشت آن سال مصادف با دهه آخر صفر و ایام اربعین حسینی بود.

تاریخ شفاهی از زبان مرحومه ربابه قانع صبیه مرحوم علی غلامحسین با اندکی ویرایش به قلم محمد رضا قانع عزآبادی

به بهانه تگرگ دیروز اوراق دفتر خاطرات را ورق می زنیم وبه بهار ۱۳۴۷ هجری شمسی باز می گردیم دقیقا اواخر اردیبهشت آن سال مصادف با دهه آخر صفر و ایام اربعین حسینی بود.
همسرم کشاورزی جزء بود ‌و اوضاع مالی ما تعریف چندانی نداشت با کشاورزی و اندکی دامداری و پرورش طیور روزگار می گذراندیم .
چند سالی بود که قنات خشک شده و آب کشاورزی از حفر چاههای عمیق تامین می شد و ما نیز با زحمت زیادی آبی دست و پا کردیم و در قطعه زمینی همچون‌دیگران خربزه کاشتیم‌ .
خربزه ها با آفتاب بهاری سبز شدند و بوته ها روز به روز بزرگتر می شدند و کشاورزان بوته های اضافی را حرس کرده بودند وبرای به اصطلاح هر گودال یک بوته باقی گذاشته بودند تا به ثمر بنشیند.
مسجد سرحوض روضه برپا بود و هواآفتابی ؛ ناگهان از سمت مغرب سو کله ابرسیاهی پیداوشد و در زمان‌کوتاهی همه جا را فراگرفت و شروع به به باریدن کرد وقتی اولین قطرات باران به زمین رسید نگرانی در چشم ها هویدا بود چرا که بارش آن ابربهاری به صورت تگرگ بود.
گویی کسی زمین را با بمب های یخی مورد حمله قرار داده است این بارش دقایقی بیشتر طول نکشید ولی همین کافی بود تا بخشی از کشتزار ابراهیم آباد ؛ همه کشت وکار شمسی ؛ صحرای عزآباد و بخشی ازصحرای شرف آباد موسوم به مزارع خسرو آباد را به قول معروف کن‌فیکون کند.
آن روزها از هواشناسی خبری نبود وهرجا علم نباشد خرافات رواج خواهد داشت.
کسی می گفت درهمان روز ودرهمان مجلسی که درعزآباد روضه برپا بود درویشی غریب ازسادات از مردم درخواست کمک می کند ولی کسی به او توجهی نمی کند و این بلیه به خاطر این بی توجهی است و از آن سال آن سید در منطقه به نام ” سید تگرگی” مشهور می شود .
امیدها ناامید و آنانی که از نظر بنیه مالی ضعیف تر بودند روحیه خود را از دست داده بودند .
و وضع ما ازهمه بدتر چون من‌پا به ماه بودم وبعد از چند روز برای زایمان به بیمارستان شیر وخورشید رفتم و در پنجم خرداد صاحب نوزادی پسر شدم ولی از نظر معیشت در تنگنا بودیم .
همسرم زمین تگرگ خورده را دوباره نم داد و این بار هندوانه کاشت ، هندوانه ای که در منطقه ما به هندوانه ” عقبه ” مشهور است .
به یمن قدم نو رسیده هندوانه ها به بار نشست واین قدر محصول داد که هم از نظر وزن و هم از نظر تعداد قابل قیاس با سال های دیگر نبود .
به راستی :
گر خدا زحکمت ببندد دری
ز رحمت گشاید در دیگری

  • نویسنده : محمد رضا قانع عزآبادی