رستاق نیوز _ ۶ اثر ناملموس یزد شامل کیک، سوروک ، شولی، دیوار چینه ای ، خشت و مال و ساخت جوم یزدی ( کاربرد در زیور آلات ) در فهرست آثار ملی ثبت شد.

 “چینه” حصاری است گلی که پیشینیان ما درمناطق کویری بر اطراف منازل ، باغات و املاک خود می کشیدند .

وجود خاک به عنوان ارزان ترین ماده قابل دسترس درکویر و ممزوج شدن آن با آب ، این دُرگرانبها، ماده اولیه ساخت این حصاربود .

برای کشیدن این حصارگلی ، صبحگاهان کارگران پای درگل می گذاشتند و حوضچه ی گل که از روز قبل با آب خیس خورده بود را “ورز ” می دادند .

یک نفرخاک های خیس خورده را زیر و روی می کرد و نفرات حاضر با حرکت موزون و “درجا” برروی این گل های نرم و مرطوب وظیفه لگد کردن ملات گل را به عهده داشتند و این کاررا ادامه می دادند تا این آب و گل با هم مخلوط و ممزوج شود و بافت های آن همدیگر را حفظ کنند .

حالا ملات گل آماده بود و یک نفر با بیل تیز،  گلهارا به صورت تکه های قابل حمل می برید و سایر کارگران با گفتن کلمه “الله “این گل را به سوی هم پرت می کردند تا به دست استاد برسد و او آنها را در ردیفی منظم بر روی هم می گذاشت و ساخت حصار آغاز می شد .

هرقسمت از گل بریده شده را “گال” می نامیدند و پس از روی هم گذاشتند چندین گال، لازم بود حفره های بین گال ها ترمیم شود به این کار اصطلاحا “پردازش ” می گفتند. استاد برای پردازش وصاف کردن گل های که برروی هم گذاشته بود از کارگران فرصتی می خواست و این موضوع را با کلمه “الا الله “بیان می کرد . ذکر این کلمه به معنای توقف ارسال گال بود و کارگران به “ورز”دادن گل با پاهای خود مشغول می شدند .

این کار ادامه داشت تا وقت چاشت برسد همه با پاهائی پرازگل  کنارهم صبحانه را میل می کردند .

درآن آفتاب داغ تابستانی آرام گرفتن در سایه دیوار ، با پای نمناک و زمینی که از بوی رطوبت پربود فرصتی  لذت بخش را برای کارگران فراهم می کرد تا لختی بیاسایند و گلوئی تر کنند .

آفتاب داغ کویر بردیوار می تابید و به مرور “چینه “های برروی هم گذاشته شده را خشک می کرد و دیوار روز به روز بلند و بلند تر می شد .

خدای رحمت کند همه بناهای چینه گذار و کارگران زحمتکشی که چینه های سریه فلک کشیده حاصل زحمات آنان است .

درادامه دو خاطره مرتبط با این موضوع را برای خوانندگان محترم می آورم

۱-    فرو ریختن چینه بعد از اتمام ساعات کار

یادم نمی رود قسمتی ازدیوار باغچه مرحوم میرزا حسن آخوند ریخته بود و مرحوم عباس علی تقی دریک شاگردی پسین ( شاگردی پسین دروقت بعدازظهربودو در زمانی بین۲الی سه ساعت ) به مرمت دیوار پرداخت و چند چینه با طولی حدود سه متر را با گل خیس برروی هم گذاشت و از کارساخت فارغ شد .

استاد و عمله ها دست از کارکشیدند ، دست و پای خود راشستند وعزم رفتن کردند هنوز قدم های دوم و سوم را برنداشته بودند که دیوار هم آنها را دراین حرکت همراهی کرد و همگام با آنها به حرکت درآمد و همه دیواری که ساخته بودند فروریخت .

۲-    روزی که استاد حسن شدم

یکی از دوستان به نام محمد حسن مزیدی که هم اکنون دبیری بازنشسته است چنین تعریف کرد روزی از روزهای فصل تابستان  که مدارس تعطیل بود و من هم درجرگه کارگران چینه گذاربودم چند روزی را برای ساخت دیوار باغ احمد آقا میرزا حسن واقع درروبروی گنبد باغ جعفررفتیم و خدا بیامرز حاج عباس قاسم استاد چینه گذاربود.

آنروز صبح همه چیز آماده و کارگران گل ها را برای ساخت چینه مهیا کرده بودند ولی هرچه انتظار کشیدند از حاج عباس خبری نشد که نشد. کارمعطل مانده بود و همگی بیکار شده بودند .

دیوار بلند بود و چینه به ردیف های بالائی رسیده بود و من کوچکترین عضو گروه بودم “مرحوم رضای فلفلی “سرکارگرمان بود به من که نوجوانی دبیرستانی بودم گفت برو بالای دیوار و امروز تو دیوار را بکش. تا آمادم بگویم  بلد هستم یا نیستم خود را بالای دیواردیدم  و ازآن روز شدم استاد حسن …

 

  • نویسنده : محمد رضا قانع عزآبادی
  • منبع خبر : رستاق نیوز