رستاق نیوز- سه اثر تاريخي متعلق به دوران آل مظفر در روستای عزآباد رستاق شناسايي شده است .

سلسله ایلخانی از حدود سال ۶۵۶ هـ ق تا ۷۵۶ هـ ق بر ایران کنونی و سرزمین های اطراف آن حکمرانی کرد. تا اواخر قرن هشتم هجری قمری، حکومت های دست نشانده ایلخانی مانند آل مظفر، همچنان بر نواحی ای از ایران حکومت می کردند. آل مظفر نام خاندانی است که پس از مرگ آخرین ایلخان مغول(۷۳۶٫ق) بر سرزمین های جنوبی و مرکزی ایران کرمان، یزد، اصفهان، فارس و…) حکومت می کردند. حکومت پنجاه ساله ی آل مظفر یکی از پرآشوب ترین دوره های تاریخی ایران محسوب می شود. پس از دوران سیاه حکومت مغولان، آل مظفر در عوض جبران خسارت ها وزیان هایی که به کشور وارد شده بود، شیوه ی حاکمان پیشین را در پیش گرفت و قدمی برای برقراری عدالت و مساوات برنداشت.
در دوره آل‌مظفر اکثر بزرگان، هنرمندان و دانشمندان برای در امان ماندن از حملات مغول شهر یزد را مرکز فعالیت‌های علمی و هنری خود قرار دادند. برقراری امنیت و آرامش در یزد و نیز توجه زیاد حاکمان ایلخانی به حکومت آل‌مظفر باعث شد تا در این دوره تبادلات علمی هنری بسیاری بین این دو حکومت صورت گیرد. گرد آمدن دانشمندان و هنرمندان در یزد و از سوی دیگر آشنایی و تبادل فنون تزیینات معماری در یزد و در پی آن توسعه و تکوین تزیینات معماری این دوره شد به طوریکه وجود ویژگی های خاص در معماری و تزئینات بناهای دوره ی آل مظفر در یزد، موجب ایجاد سبکی محلی به نام سبک مظفری شده است. از جمله تزئینات وابسته به معماری آن دوران می توان به گچبریهای زیبا و دیوارنگاری هایی با نقوش هندسی، گیاهی و کتیبه های آیات قرآنی اشاره کرد .   آثار نفیسی از این دوران مانند ابنیه منطقه یزد باقی مانده است. هنر این دوره را می توان در حقیقت، تلفیقی از هنر شرق دور، آسیای مرکزی و هنر دوره های قبل ایران دانست. هنرمندان کوشیده اند تا با بهره گیری از این تاثیرات، آثار بدیعی را خلق نمایند که به مرور به سبکی مستقل تبدیل گشت.
معماری در دوره ایلخانی به نوعی ادامه معماری عهد سلجوقی است. بسیاری از ساختمان‌هایی که در ایام آغازین حکومت ایلخانیان ساخته می‌شد، بسیار ساده و با الوارهای نه چندان مرغوب است و علتش این بوده که ایلخانیان پیش از رسیدن به پادشاهی، صحرانشینانی بودند که در چادرهایی بافته شده از نمد و موی دم اسبان زندگی می‌کردند.
در این دوره (ایلخانی) سبک معماری و ساختمانی سلجوقی ادامه یافت ولی در شکل و مقیاس ساختمان ها تفاوت هایی به وجود آمد که به تدریج به ایجاد سبک معماری ایلخانی منجر گشت. در دوره ایلخانان مغول در نحوه ساخت مساجد و مدارس تغییراتی به وجود آمد و استادکاران و معماران ایلخانی نقشه چهار ایوانی را برای احداث بناهایی همچون مدرسه، مسجد و کاروانسرا را به کار بردند با این حال گنبد مساجد این عهد کماکان متأثر از شیوه سلجوقی بود. در ابنیه دوره ایلخانی ظرافت اشکال مورد توجه قرار گرفت و اتاق ها در مقایسه با قبل مرتفع تر احداث گشتند. وجه تمایز عمده معماری ایلخانی با ادوار قبل در وضعیت داخلی ابنیه این دوره مشخص می گردد، در ساختمان های این عهد ایوان ها باریک تر و مرتفع تر شدند و ستونچه های گوشه به تعداد بیشتر و نزدیک تر به هم قرار گرفتند و خطوط باریک تری یافتند. دیوار های ضخیم ایوان های دوره سلجوقی در این بناها جای خود را به دیوار هایی پنجره دار دادند. حد فاصل داخلی و خارجی دیوار ها و جرز های ساختمان های این دوره نیز در عمق کار شد و به همین سبب
دیوار های ضلعی نازک و جرز های سنگین گوشه ای به وجود آمدند. در داخل شبستان مساجد دوره ایلخانی نیز دیوار ها معمولاً نازک ساخته می شدند و فقط دیوار نقاطی که تمام سنگینی گنبد بر آن قرار داشت ضخیم بود. در دوره ایلخانان معماری ایران به تدریج دچار تحولات و پیشرفت هایی شد و تزیینات گچبری، کاشی کاری و آجر کاری با مهارت خاص در ابنیه این دوره جلوه های زیبایی از هنر معماری ایران را به وجود آوردند. در عهد ایلخانی گچبری پیشرفت فراوانی یافت و نمونه های گچبری های این دوره در محراب مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع ارومیه و مسجد اشترجان برتری آن را بر دوره های متقدم و حتی متأخر به نمایش می گذارد. از مشخصه های معماری این دوره تأکید فراوان بر ایجاد تزئینات زیبا و هنرنمایی در داخل بناها است و به نمای خارجی ساختمان ها توجه زیادی نمی شده است. مسجد اشترجان و مسجد فرومد نمونه هایی از این ابنیه
می باشند که جدای از تزئین سردر مدخل اصلی به نمای خارجی توجهی نگردیده است. در این شیوه احداث سردری های بلند و مرتفع و دو مناره در دو طرف آن مورد توجه قرار گرفت و این سبک از معماری از زمان ایلخانان توسعه یافت. از مهمترین ابنیه این دوره می توان به ساختمان های موجود در سلطانیه زنجان و مسجد جامع ورامین اشاره کرد

تطبیق معماری برخی از خانه های رستاق با همین ویژگی هایی که ذکر شد در عزآباد مشاهده می شود .
روستای عزآباد  در ۳۸ کیلومترى شمال غربى یزد و ۸ کیلومترى غرب جاده یزد – نائین قرار دارد و از روستاهاى قدیم استان یزد محسوب می شود
در جامع مفیدی از آن چنین یاد می شود. « ودر سنه سمائه در شش فرسخی شهردیهی احداث نمود» یعنی عزالدین لنگر و قناتی جاری ساخت وآنرا نیز عزآباد نام کرد والان به همان اسم شهرت دارد وسادات حسینی صحیح النسب در آنجا متوطنند و… ودر همان قریه مسجد جامع بازار وبیوتات وبساطین نیکو ساخته بنا به ذکر محمد مفید مستوفی بافقی در عزآباد در زمره موقونات دارایی خانقاهی بر پا بوده که اکنون اثری از آن بنا بر جانیست.
در عزآباد آثار معماری دوره آل مظفر  در  خانه استاد آقایی و بنای همجوارش و همچنین بقعه میر محمدی دیده می شود.

خانه استاد آقایی:
بنای این ساختمان دارای ایوانی باریک و رفیع با سقفی از نوع طاق آهنگ و یک طاقچه ای با گل بری بسیار نفیس وارزشمند می باشد این بنا دارای یک حیاط کوچک بوده  و اتاقهای در  پیرامون آن قرار داشته که متأسفانه امروزه تخریب گشته است و همانطور که در تصویر مشاهده می کنید این بنای شاخص و ارزشمند به مخروبه ای تبدیل گشته است .
در جوار این بنا و به فاصله ای اندک از آن یکی دیگر از نمونه های معماری این دوران رامی توان مشاهده نمود که از آن نیز تنها یک اتاق باقی مانده واز آثار و شواهد موجود چنین بر می آید که در جنب این اتاق بمانند بنای قبلی ایوانی رفیع و بلند قرار داشته که در دوره های بعد دچار تغییراتی گردیده است . در داخل این اتاق یک تاقچه به حالت قفسه ای وجود دارد که در اصطلاح به آن تنگ بری گفته می شود و در بناهای این دوره زیاد به چشم می خورد بنحوی که می توان گفت  تنها مختص همین دوران است به نظر می رسد که تنگ بری دوگونه کاربرد داشته است یکی جنبه تزئینی ودیگراینکه محلی بوده برای گذاشتن اشیاء . در گوشه های این اتاق نیز رف یا طاقچه ای به طرز بسیار زیبا و استادانه ایجاد شده که در نوع خود بی نظیر می باشد.
بنای دیگری که در عزآباد قرار گرفته و با توجه به سبک معماری می توان آن را متعلق به این دوران دانست بنای است که در بین مردم محلی به بقعه میر محمدی شهرت دارد که به گفته سالخوردگان این آبادی در داخل این بنا قبوری وجود دارد که متعلق به اشخاص مجرب و بندگان خاص خداوند می باشند که نسب آن به یکی از امامان معصوم بر می گردد که جای بسی تأمل دارد از این بنا نیز یک فضایی مسقف باقی مانده که با توجه به آثار بر جای مانده می توان گفت که در دور تا دور این بنا نیز اتاقها ویا فضاهای دیگری قرار داشته که امروزه متأسفانه تخریب گشته است ناگفته نماند که نمونه ای از گل بری و تنگ بری  که در خانه استاد آقایی و بنای همجوار آن وجود داشت در این بنا نیز به وضوح دیده می شود که این خود گویای ادعای ما در خصوص هم دوره بودن این سه بنا می باشد .

منابع    :
۱- کیانی، یوسف: تاریخ هنر معماری ایران در دوره اسلامی، تهران، سمت، ۱۳۷۰
۲- پوپ، آرتور: معماری ایران، ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران، فرهنگان، ۱۳۶۶
۳- اقبال آشتیانی، عباس: تاریخ مغول، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۶
۴- گشایش، فرهاد: تاریخ هنر ایران و جهان، تهران، عفاف، ۱۳۷۸
۵-  محمد حسن میر حسینی  ، آل مظفر
۶-مشاهدات عینی نگارنده

  • نویسنده : سید جلال هاشمی مجومرد
  • منبع خبر : فصلنامه پیام رضوان رضوانشهر یزد